الملا فتح الله الكاشاني
87
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بَيْتِه مُهاجِراً إِلَى اللَّه وَرَسُولِه دويم هجرت كافران و منافقان از كفر و نفاق بايمان چنان كه در اين آيه است سيم هجرت مؤمنان از معاصى كما قال عليه السّلام المهاجر من هاجر عما نهيه اللَّه * ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * پس اگر اعراض كنند از ايمان و هجرت * ( فَخُذُوهُمْ ) * پس بگيريد ايشان را و اسير كنيد * ( وَاقْتُلُوهُمْ ) * و بكشيد ايشان را * ( حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ) * هر كجا كه بياييد در حل و حرم همچه ساير كفره * ( وَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ ) * و مگيريد از ايشان * ( وَلِيًّا ) * دوست دارى * ( وَلا نَصِيراً ) * و نه يارى و مدد كارى يعنى بالكلية از ايشان مجانبت كنيد و از ايشان قبول ولايت و نصرت مكنيد * ( إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ ) * استثنا است از فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ يعنى ايشان را بگيريد و بقتل آريد مگر آنان كه پيوندند و پناه آورند * ( إِلى قَوْمٍ ) * بگروهى كه واقع شده * ( بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثاقٌ ) * ميان شما و ايشان پيمانى و آن قبيله خزاعه بودند كه هر كه بجوار ايشان درآيد در جوار آن حضرت باشد * ( أَوْ جاءُوكُمْ ) * عطفست بر صله مگر آنان كه بشما * ( حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ ) * در حالتى كه تنك بود سينه هاى ايشان اين حالست باضمار قد يا بيان جاؤكم يا صفت محذوف اى جاؤكم قوما حضرت صدورهم و حصر بمعنى ضيق و انقباض است يعنى آمدند ايشان تنگدل و مقبض * ( أَنْ يُقاتِلُوكُمْ ) * از آنكه كارزار كنند با شما و يا به جهت كراهت آنكه با شما مقاتله كنند * ( أَوْ يُقاتِلُوا قَوْمَهُمْ ) * يا كارزار كنند با قوم خود از كفار و ايشان بنى مدلج بودند كه بعد از واقعهء احد سراقة بن مالك مدلجى را به خدمت پيغمبر فرستادند و پيمان بستند بر آنكه با پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مقاتله نكنند و با قريش نيز به همين طريقه عهد كردند و از باقر عليه السّلام روايت است كه مراد بنى اسلمند كه بلال بن عمر اسلمى را نزد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله فرستادند و با يكديگر معاهده كردند كه مقاتله نكنند و حمايت مشركان نكنند و نزد بعضى بنى اشجعند كه بمدينه آمدند و پيشواى ايشان مسعود بن رحيل بود رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ايشان را ميزبانى كرد و از سبب آمدن ايشان پرسيد گفتند آمدهايم كه با هم معاهده كنيم بر آنكه با يكديگر جنگ نكنيم رسول صلَّى اللَّه عليه و آله با ايشان عهد بست * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه ) * و اگر خواستى خدا و حكمت و مصلحت او تقاضا نمودى * ( لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ ) * هر آينه مسلط ساختى ايشان را بر شما به آنكه ترس شما از دل ايشان بدر رود و صدور ايشان را منبسط ساختى و قلوب ايشان را تقويت دادى * ( فَلَقاتَلُوكُمْ ) * پس هر آينه قتال كردندى با شما و دست باز نداشتندى از جدال